یکی از دستاوردهای روحیه انقلابی در این روزها مسئله شفافیت است. موضوعی که با روشن شدن ابعاد آن در حوزههای مختلف هم فساد کنترل می شود و هم از تبعیض و بیعدالتی گسترده اینروزها کاسته می شود. اخیرا مسئله شفافیت به حوزه تئاتر هم کشیده شده است. اولین سوژه شفافیت تئاتر هم کسی نیست جز حسین پارسایی کارگردان نمایش لاکچری بینوایان و مدیرکل دفتر نمایش خانگی وزارت ارشاد.
این روزها که دولت شدیدا سعی در خشمگین کردن مردم دارد، چه با یورش شبانه به جیب مردم، چه با عدم صداقت و شفافیت با مردم و بسیاری از موارد دیگر؛ اتفاقاتی در گوشه و کنار فضای فرهنگی کشور رخ می دهد که دست کمی از خیانت هایی که دولت به ملت می کند ندارد.
اخیرا حوزه هنری که یکی از بزرگترین متولیان فرهنگی کشور است، از کارگردانانی نه چندان خوشنام تقدیر به عمل آورد.
حسین پارسایی که برای اهالی هنر مخصوصا قشر محدود تئاتر دوست کشور کاملا شناخته شده است، اخیرا با تولید نمایشهای لوکس و لاکچری مانند «الیورتوئیست» و «بینوایان» تیر خلاصی به تئاتر میزند و تئاتر را از بدنه مردمی جدا کرده به سمت قشر متمول جامعه هدایت میکند. تئاترهایی که بعضا تا چند صد هزار تومن هزینه خرید بلیت آن ها ست.
بسیاری از کارشناسان معتقدند که با گران شدن بلیت نمایش، خواه یا ناخواه بدنه فرهیخته و دانشجویی کشور که مخاطبان اصلی نمایشها را تشکیل میدهند کم کم پایشان از تئاتر بریده میشود و تئاتر تبدیل به یک سرگرمی لوکس خواهد شد. از طرفی با ساخت تئاترهایی با سرمایههای کلان -که احتمالا تا انتهای بازه زمانی اجرای تئاتر سرمایه خود را باز نخواهد گرداند- جایی برای تئاترهای مستقل نمیماند. سوال اینجاست که حسین پارسایی چگونه سرمایه تولید تئاتر گران قیمتی چون بینوایان را جذب کرده است.
پارسایی هرقدر هم که بخواهد از شفافیت فرار کند بازهم نمیتواند افکار عمومی جامعه را منحرف کند. چگونه میشود که هزینه تولید تئاتری که قطعا به سود دهی نمیرسد به پارسایی مربوط نشود. بالاخره پارسایی به دنبال جذب سرمایه رفته است. آیا پارسایی از رانتهای مدیریتی خود استفاده کرده؟ یا توانسته سرمایه گذاری را پیدا کند که محض رضای خدا چندین میلیارد را بدون امید بازگشت سرمایه برای بینوایان پارسایی خرج کند؟
انتخاب حسین پارسایی بهعنوان چهره برتر تئاتر ملی در حوزه مسجد ازدو جنبه جای سوال دارد؛ نخست آنکه وقتی صحبت از یک جشنواره مردمی با محوریت مسجد به میان میآید قاعدتاً باید کسانی در جشنواره مورد تجلیل قرار گیرند که همچنان بر اساس مختصات محتوایی آن قدم بردارند یا آنکه حداقل در نقطه مقابل آرمانهای جشنواره قرار نداشته باشند که درباره حسین پارسایی که سالیان پیش با تئاترهای مذهبی بیشتر شناخته میشد، اوضاع کاملا روشن است، زیرا کافی است نگاهی به کارنامه کاری پارسایی در چند سال اخیر بیندازیم تا به خوبی متوجه شویم این کارگردان با تولید نمایشهای لاکچری چون «بینوایان»، «الیورتوئیست» و «مولنروژ» که صرفاً بر مبنای ترویج نمایشنامههای غربی روی صحنه رفتهاند، نهتنها دیگر هیچ شباهتی با حسین پارسایی دغدغهمند و متعهد ندارد، بلکه شخص پارسایی هم انگار دیگر هیچ قرابتی با جامعه متعهد تئاتری کشور ندارد و خود را سرگرم تولید تئاترهای پرهزینهای که هیچ ارتباطی با فرهنگ و هنر کشور ندارد.
پارسایی در سالهای اخیر وقت خود را صرف سه نمایشی کرده است که موجب داغ شدن بحثهای گذشته شده است. از تلاشهای او در تئاتر مذهبی تا اتفاقات دوره مدیریت او. انتقادها از گذشته او به قدری زیاد میشود که او در نهایت میگوید قصد دارد شیوه تازهای در تئاتر را بیازماید؛ چون هنرمند است. این موضوع به زعم بسیاری انشقاق پارسایی از بدنه اصولگرای تئاتر کشور تعبیر میشود. او که در سال 1394 دبیر جشنواره مقاومت میشود، آخرین سنگر رفقای سابقش را هم ترک میکند.او به جرگه تئاتر پولساز پیوسته بود؛ اما یک خبر همه چیز را دگرگون کرد. کوروش زارعی، همکار و همگروه سابق او در حوزه هنری و گروه آیین از تجلیل از حسین پارسایی در چهاردهمین جشنواره تئاتر بچههای مسجد خبر میدهد. صحبتهای زارعی با مخالفت خبرنگاران همراه میشود تا جایی که این ادعا مطرح میشود این جایزه برای تطهیر حسین پارسایی و مشروعیت دادن به نمایش تازه اوست. حسین پارسایی تصمیم دارد نمایشی با عنوان «راز گل سرخ» با همان محوریت آثار مذهبیش در رشت روی صحنه برد، شاید برای ایام فاطمیه.
حوزه ی هنری که روزی قرار بود فرهنگ اسلامی حوزه علمیه را با فرهنگ عامه ی جامعه پیوند دهد، این روزها اسیر تجلیل از هنرمندانی شده است که کوچکترین ارتباطی با نه با مردم دارند و نه فرهنگ اسلامی
منبع : رجانیوز



